ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )

130

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )

تعدادى از شترانى كه به عنوان زكات جمع‌آورى و به مدينه آورده شده بود به او ، احساسات مردم را بيشتر جريحه‌دار كرد . « 1 » در نتيجه اكثر انصار به مخالفت آشكار با عثمان برخاستند . در بين قريش ، عمرو عاص از طايفهء سهم نخستين كسى بود كه ، پس از بركنارى خود از حكومت مصر ، در مدينه علم مخالفت با خليفه برافراشت . او خشم و نارضايى خود را با طلاق دادن ام كلثوم ، خواهر مادرى عثمان ، آشكار كرد . « 2 » وقتى آشكارا زبان به انتقاد خليفه گشود ، عثمان نيز به او اهانت كرد و او هم اين اهانتها را پاسخ داد . در اين مقابله ، آنان بر سر پدران خود نيز كه هر دو قبل از اسلام در مكّه بازرگانان برجسته‌اى بودند به مفاخره پرداختند . عمرو كه بشدت خشمگين شده بود از نزد عثمان بيرون آمد و كوشيد كه على عليه السّلام ، زبير و طلحه را عليه عثمان برانگيزد و توانست با متهم كردن عثمان به « بدعتگذارى » ، ناآراميهايى را در بين حجاج مكّه ايجاد كند . « 3 » چه بسا مبارزه عمرو عاص سهمى بيش از آنچه در منابع ذكر شده ، در شورش مصريان عليه عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح داشته است . « 4 » زمانى كه شورشيان مصر ، پيش از اقدام به محاصرهء خانه خليفه ، در ذى خشب واقع در نزديك مدينه اردو زده بودند ، عثمان براى مشورت با عايشه با او ديدار كرد و عايشه از خليفه خواست كه عمرو را دوباره به حكومت مصر بگمارد ، زيرا سپاهيان ( جند ) آن

--> ( 1 ) بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 28 . ( 2 ) طبرى ، ج 1 ، ص 2968 . ام كلثوم خواهر اصلى وليد بن عقبه ، حاكم كوفه از سوى عثمان ، بود . اگر روايت موثق باشد ، بايد عبد الرحمن بن عوف او را طلاق داده باشد . اما زبيرى اين مطلب را تأييد نكرده است ( نسب ، ص 145 ) . ام كلثوم نخست با زيد بن حارثه ازدواج كرد و پس از كشته شدن او در جنگ موته ، به ازدواج زبير درآمد . پس از آن‌كه زبير او را طلاق داد با عبد الرحمن بن عوف ازدواج كرد . دورهء زناشويى او و عمر و عاص احتمالا بسيار كوتاه بوده است . ( 3 ) طبرى ، ج 1 ، ص 2966 - 2967 . مطالب اين روايت را ابو عون ، مولاى مسور بن مخرمه ، از قول او نقل مىكند . ( 4 ) ولهاوزن چنين گمانى برده است ( خلاصه‌ها و پيش‌نويسها ، ج 6 ، ص 127 ) . وليد بن عقبه در شعرى عمر ، دليم ( عمار ياسر ) و سودان بن حمران مرادى ، از شورشيان مصرى ، را به ايجاد زحمت و تحريك ديگران عليه عثمان متهم مىكند ( ابن عساكر ، عثمان ، ص 306 . اين ماجرا هنگامى رخ داد كه اندكى پيش از عزيمت گروههاى شورشى مصر به سوى مدينه ، عثمان عمار ياسر را براى رسيدگى به شكايات مردم و آرام ساختن آنان به مصر فرستاده بود . ( رك : همين كتاب ص 139 ) .